سيد علي اكبر قرشي

132

قاموس قرآن ( فارسي )

بقولى در كلام تقدير و تأخير است و تقدير « الَّا للنّاس كافّة » است ولى در « المعنى » و نيز زمخشرى آن را از مصدر * ( « أَرْسَلْناكَ » ) * حال گرفته است يعنى ما تو را رسالت نداديم مگر رسالت جامعى براى مردم . در كشّاف گفته : هر كه كافّة را از * ( « لِلنَّاسِ » ) * حال بگيرد خطا كرده زيرا تقديم حال بر مجرور محال است مانند تقديم مجرور بر حرف جارّ . در تفسير برهان دو تا روايت هست كه آيه را دليل عموم رسالت آنحضرت گرفته و * ( « كَافَّةً » ) * را حال از * ( « لِلنَّاسِ » ) * دانسته . همچنين است روايات اهل سنّت ، در الميزان گفته : تقديم حال بر ذى الحال مجرور را نحاة بصره منع كرده و نحاة كوفه جايز ميدانند . كفل : آنچه از استعمال قرآن بدست ميايد اين است كه كفالت راجع بر نفس و شخص است نه بر مال يعنى ضمانت و عهده دار بودن به انسان به عكس ضمانت كه عهده دار بودن بر مال است مثل * ( إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ ) * آل عمران : 44 . آنگاه كه تيرهاى قرعه را ميانداختند تا كدامشان كفالت مريم را به عهده گيرد . ايضا * ( هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَه لَكُمْ ) * قصص : 12 و طه : 40 . كه هر دو در بارهء كفالت بر موسى عليه السّلام است . * ( كَفَّلَها زَكَرِيَّا ) * آل عمران : 37 . آن را در آيه مخفف و مشدّد خوانده‌اند ولى در قرآن مشدّد است و فاعل آن « اللَّه » است يعنى خدا زكريّا را بمريم كفيل كرد . و اگر مخفّف باشد يعنى : زكريّا كفالت مريم را به عهده گرفت . اكفال در آيهء * ( وَلِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَعَزَّنِي فِي الْخِطابِ ) * ص : 23 . اگر اكفال بمعنى كفيل كردن باشد پس كفالت در مال نيز به كار رفته كه آن راجع به نعجه است ولى گمان بيشتر آنست كه بمعنى تمليك و نصيب قرار دادن باشد چنان كه در « كفل » بكسر كاف در ذيل خواهد آمد . در اقرب الموارد اكفال را